| سه شنبه 21 مرداد 1399 | 16:34
بیا تو رمان
دانلود رمان | رمان عاشقانه | دانلود رمان جدید
اطلاعیه

سایت بیا تو رمان هر روز با رمان های جدید به روز میشود و در حال تلاش برای هرچه بهتر شدن سایت میباشد.

منتظر خبرهای جدید و شگفت انگیز ما باشید…

دانلود رمان آقای جلف من

در این وقت روز از سایت بیا تو رمان ، دانلود رمان آقای جلف من رو برای شما دوست داران رمان در سبک عاشقانه اماده کردیم که برای دانلود رمان / مشاهده به ادامه مطلب مراجعه کنید

به قلم محدثه فارسی با فرمت pdf

دانلود رمان آقای جلف من

ژانر: رمان عاشقانه

این رمان بصورت تایپی و آنلاین می باشد.

برای حمایت از نویسنده و خواندن این رمان در کانال زیر عضو شوید

دانلود را با لینک مستقیم

خلاصه رمان آقای جلف من

من _ مـــــــــــــــــــــامــــــــــــــــان ؟

مامان _ ای یامان … درد بی درمون

زود دوییدم توآشپزخونه و گفتم :

من _ اه مامان چرا زودبیدارم نکردی ؟

چپ چپ نگام کرد وگفت :

مامان _ بیا صبحونتو کوفت کن تانزدم تودهنت دندونات بریزه !

باچشای گشاد زل زدم بهش … خبرم امروز روز اول دانشگاهمه و دیر بیدار شدم … تند تند صبحونم

و خوردم پر*ی*د*م جلو در … کفشای اسپرتم و پوشیدم و چادرم و کشیدم روسرم …

من _ مـــــــــــــــــامــــــــــــان

مامان _ ای درد … بچه ترسوندیم

خندیدم و گفتم :

من _ مواظب خودت باش بوس بوس بای

مامان _ وایسا از زیر قرآن ردت کنم

عجله داشتم … تند تند از زیر قرآن رد شدم و باحالت دو از خونه زدم بیرون … مهرشاد و دیدم داره بادوستش

میره مدرسه … باوضعیت من اخم کرد و گفت :

مهرشاد _ یواشتر زشته دختر توخیابون اینجوری بدوئه !

زدم توسرش و گفتم :

من _ خفه … جوجه ماشینی

باز اخم کرد … زود ازش خدافظی کردم و یه تاکسی گرفتم …

خواستم سوت بزنم که جلو خودم و گرفتم … زشته … دانشگاه اینه ؟ ای وای خاک توسرم این دختره چرا این

سالگیش تنش 10ریختیه ؟ انگار از فضا اومده … باچشای گشاد زل زدم بهش … لباس سالگیش9بود باشلوار

کفشای اندازه قایق پاش بود و باپاشنه های نردبونیش … مقنعه هم ماشالا هی آب میرفت … ! قیافشم که نگو

دستم و گاز گرفتم و گفتم : خدایا توبه

چادرم و درست کردم و خیلی سنگین وارد دانشگاه شدم … همه یجوری نگام می کردن … یه لحظه به خودم

شک کردم … به خودم یه نگاه انداختم … ماشالا همه چی خوب بود … چادرم سرم بود دیگه … انگار داشتم

لخت جلوشون راه می رفتم …

هرچی به دور و برم نگاه می کردم از یکی بپرسم ببینم کلاس حسابداری کجاست یکی مثل آدم نبود

  • اشتراک گذاری
تبلیغات
https://bia2romaan.ir/?p=1398
لینک کوتاه مطلب:
نظرات این مطلب

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

ستاد ساماندهی
logo-samandehi
تبلیغات
ورود کاربران

امکانات سایت
درباره سایت
بیا تو رمان
سایت از تاریخ 21 آبان 98 شروع به کار کرده است.هر روز منتظر رمان های جدید باشید.
آخرین نظرات
  • bia2roman : در کانال موجوده.نبود تلگرام پیام بدین...
  • bia2roman : سلام در کانال تلگرام موجود هست...
  • bia2roman : تلگرام پیام بدین...
  • Mohsen : ببخشید لینک رمان نمیزارید...
  • زهرا : سلام چرا من‌نمیتونم دانلودش کنم اصلا تو کانال تلگرامی نیس اینجام ک اسم‌حکم دل می...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " بیا تو رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.