| شنبه 18 مرداد 1399 | 19:34
بیا تو رمان
دانلود رمان | رمان عاشقانه | دانلود رمان جدید
اطلاعیه

سایت بیا تو رمان هر روز با رمان های جدید به روز میشود و در حال تلاش برای هرچه بهتر شدن سایت میباشد.

منتظر خبرهای جدید و شگفت انگیز ما باشید…

دانلود رمان آغوش ممنوعه

در این وقت روز از سایت بیا تو رمان ، دانلود رمان آغوش ممنوعه رو برای شما دوست داران رمان در سبک عاشقانه اماده کردیم که برای دانلود/ مشاهده به ادامه مطلب مراجعه کنید

دانلود رمان آغوش ممنوعه

ژانر: عاشقانه

این رمان بصورت تایپی و آنلاین می باشد.

برای حمایت از نویسنده و خواندن این رمان در کانال زیر عضو شوید

https://t.me/aghoosh_mamnoeh

خلاصه رمان آغوش ممنوعه

دانشجوی ترم آخر پزشکی بودم.
تو دانشگاه با پسری به اسم مهرسام آشنا شدم اینطوری بگم بهتره کلاپافه ،
از اون پسراییه که هر دختری با یه نگاه اول ببینه عاشق میشه.
یه روز با مائده تو محوطه دانشگاه نشسته بودیم ،مهرسام با پرهام دوستش اومدن پیشمون.
با کلی لاف زدن بالاخره موفق شد دلمو برد.

چندماهی از آشناهی من و مهرسام میگذشت. حسام نسبت بهش بیشترو بیشتر میشد .
بعضی از شبا به خاطر مهرسام خونوادمو میپیچوندم شب تا صبح و تو بغلش میگذروندم،بدون اینکه کسی بفهمه.
ولی این پنهون کردنام ،این حسام،و…خیلی چیزای دیگه،کار بدستم داد.

*دوسال بعد*
چند ماهی از آشنایی مون میگذشت.
روز خیلی سختی بود سه تا امتحان تو یه روز واقعا دردناک تر بود.
بعد از امتحان با مائده رفتیم رو چمنا نشستیم تا پسرا بیان.
بعداز نیم ساعت با قیافه پژمرده مهرسام و پرهام اومدن.
مهرسام روبه روی من ،پرهام کنار مائده .
دستامون تو دست هم و صورتامون رخ هم بود.
تنها شانسی که اورده بودم تو دانشگاه بودیم وگرنع بدبخت میشدم.
فشار دستاشو بیشتر کرد،صورتشو بیشتر اورد جلو.
فک نمیکردم تو دانشگاه اینکارو کنه.
لبشو مماس لبام کرد شروع کرد با وله میکیدن لبام .
پرهام چشماش داشت از حدقه میزد بیرون،مائده هم فقط میخندید.
از خجالت چشمامو بستم که چشمم به پرهام نخوره.
نه خیر اقا مهرسام ول کن نبود،مجبور شدم
همراهیش کنم ،چشامو یواش یواش باز کردم پرهام و دیدم که همین طوری زل زده بود به ما.
بیخیال نگاهاش شدیم و به کارمون ادامه دادیم.
وای چه حس خوبی داشتم چی بهتر از این خدا.

  • اشتراک گذاری
  • 535 روز پيش
  • bia2roman
  • 14,679 views
  • 2 نظر
https://bia2romaan.ir/?p=913
لینک کوتاه مطلب:
نظرات این مطلب
  • مبینا
    جمعه 10 مرداد 1399 | 7:55 ب.ظ

    pdf اش رو بذارید دیگه

    • bia2roman
      جمعه 10 مرداد 1399 | 11:05 ب.ظ
      bia2roman

      هنوز کامل نشده این رمان
      بعد از کامل شدن pdf قرار میگیره

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

ستاد ساماندهی
logo-samandehi
ورود کاربران

امکانات سایت
درباره سایت
بیا تو رمان
سایت از تاریخ 21 آبان 98 شروع به کار کرده است.هر روز منتظر رمان های جدید باشید.
آخرین نظرات
  • Mahsa : سلام ادامه رمان رو از کجا و ب چ صورت میتونیم بخونیم...
  • bia2roman : هنوز کامل نشده این رمان بعد از کامل شدن pdf قرار میگیره...
  • مبینا : pdf اش رو بذارید دیگه...
  • Saba : یکی از بهترین رماناییه که خوندم(: عاشقشم...
  • bia2roman : در کانال تلگرام عضو بشین...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " بیا تو رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.