| یکشنبه 29 فروردین 1400 | 22:10
بیا تو رمان
دانلود رمان | رمان عاشقانه | دانلود رمان جدید
اشتراک طلایی
ا

دانلود رمان بدون سانسور کابوس pdf را برای شما عزیزان آماده کرده ایم

به دلیل درخواست بالای کاربران عزیز, یکی از برترین رمانها با قلمی قوی از دیدگاه خوانندگان رمان را برای شما عزیزان آماده کرده ایم.

پیشنهاد ویژه سایت بیا تو رمان

پخش از بیا تو رمان

 

خلاصه رمان بدون سانسور کابوس :

نیکلاس سبرا ،در دوئلی غیر قانونی ،رقیب عشقی خود را از روی حسادت و ظن به قتل می رساند و مجبور به ترک سرزمین و فرارش به نیوزلند می شود . زندگی سخت و کار طاقت فرسا در آنجا او را تبدیل به مردی تنها و گوشه گیر می کند. دنیایی که نیکلاس در این تبعید دائمی برای خودش ساخته با آمدن دختری زیبا که ادعای همسری او را می کند به هم میریزد …

قسمتی از رمان بدون سانسور کابوس :

تو می خوای مردانگی من برات ثابت بشه ؟
-من فقط می خوام که زنت باشم نیکلاس .
-ولی من به هیچ زنی احتیاجی ندارم
خیس شدن گونه هایش را حس می کرد .

دستش را برای لمس گونه های مرد به بالا برد .

اما دوباره به شدت بیشتری پس زده شد .نگاه تحقیرانه مرد از چشمانش به پایین لغزید .

درست روی سینه هایی که از پارگی لباس بیرون افتاده و جلب توجه می کردند .

نفس مرد سنگین تر شد .با دستی لرزان گوشه ای از پیراهنش را کنارتر زد و آرام سینه اش را در دستش فشرد .

با حرکتی خشن تر و شتابزده شلوار دخترک را بیرون آورد تا اینکه لرزان و عریان جلویش ایستاد .

چقدر زیبا بود .در وحشی ترین رویاهایش هم او را چنین زیبا تصور نکرده بود .

دخترک شروع به لرزیدن کرد …..”‘اوه ،شاید سامر حق داشت ،شاید واقعا مردانگیش را از دست داده بود ؟شاید اصلا قدرت خوابیدن با او را از دست داده بود؟
سامر صورتش را در علف های تازه روییده شده روی زمین فرو برد .چشمانش را بست و سعی کرد ،اتفاقاتی که در حال وقوع بودند را در ذهنش حلاجی کند دستان نیکلاس همه جای بدنش…دانلود رمان بدون سانسور کابوس

قسمتی دیگر از رمان بدون سانسور کابوس :

سامر با سرعت – در حالی که سعی می کرد پله ها را دو تا یکی کند- نفس زنان گوشه ی
چشمی به ساعت دیواری خانه ی اربابی انداخت .

عقربه ها ساعت چهار را نشان می دادند
و این یعنی از وقت چای آقای ” پامبرز هام” گذشته بود.
نمی توانست این قایم موشک بازی را مدت زیادی ادامه بدهد.

تمام سعی اش را کرده بود تا از
طریق شغل جدیدش – به عنوان خدمتکار – وارد خانه ی او شود.
مدت زمان زیادی لازم نبود تا توجه لرد را به خود جلب کند. بلافاصله بعد از ورودش، متوجه
نگاه های منظور دار و چشمک زدن های مرد شد و این نشان می داد که او خوب توانسته بود
نقش یک دختر احمق را بازی کند.

خدای من! چطور مادرش همه چیز خود را برای این مرد هوس باز داده بود؟ هیچ ثروتی در
دنیا ارزش این از جان گذشتگی را نداشت.

در این شش ماهی که در خانه ی ارباب بود، متوجه زندگی بی بند و بار او و دوستانش شده
بود. فکر انتقام، از لحظه ی ورودش – به خصوص بعد از آن که آرامگاه فقیرانه ی مادرش
را در آنجا دید – در مغزش جولان می داد .

در همان روزهای اول ورودش، توانسته بود دوست خوبی به نام “سوفی فایربورن” در بین
خدمه پیدا کند و از طریق او در آن خانه محافظت شود.
اما سوفی درست دو هفته ی پیش با خوشحالی – در حالی که کاغذی در دستش بود- به
سمت دویده و خبر رفتنش را داده بود.

لطفا جهت حمایت از نویسنده ، این رمان را خریداری نمایید

خرید محصول

قیمت فایل کامل این رمان 15000 تومان میباشد.

بعد از خرید ، لینک دانلود را مستقیما دریافت خواهید کرد

  • اشتراک گذاری
مشخصات کتاب
  • نام کتاب: کابوس
  • ژانر: عاشقانه - بزرگسال*
  • نویسنده: کاترین ساتکلیف
  • ویراستار: نازان محمدی
  • مترجم: انیسا محبی
  • طراح کاور: بیا تو رمان
  • تعداد صفحات: 375
  • حجم: 3.6 مگابایت
https://bia2romaan.ir/?p=4276
لینک کوتاه محصول:
نظرات این مطلب

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

ورود کاربران

امکانات سایت
درباره سایت
بیا تو رمان
سایت بیا تو رمان از تاریخ 21 آبان 98 شروع به کار کرده است.هر روز منتظر رمان های جدید باشید.
آخرین نظرات
  • bia2roman : خواهش میکنم دوست عزیز...
  • bia2roman : لینکش داخل پست هست...
  • فاطمه : سلام مجدد ممنونم از لطفتون رمان رو دریافت کردم متشکرم😘😘...
  • Neda : میشه لینک کانال بدین که در تلگرام بخونیم...
  • bia2roman : سلام ارسال شد خدمتتون...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " بیا تو رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.