| دوشنبه 30 فروردین 1400 | 09:57
بیا تو رمان
دانلود رمان | رمان عاشقانه | دانلود رمان جدید
اشتراک طلایی
ا

دانلود رمان هایا pdf را برای شما عزیزان آماده دانلود کرده ایم

خلاصه رمان هایا : 

هایا با کیان دوسته و رابطه داره ولی توی دوستیشون پسرعموش میاد توی زندگیش و میخواد به هایا ت*جاوز کنه که…

قسمتی از رمان هایا :

در اتاق رو بست و منو گذاشت زمین :
_ حالا هرچقد که میخوای جیغ بزن …
از حرص جیغی زدم :
_ حوصله تو ندارم ، ولم کن !
اومد جلوم وایستاد :
_ چرا اینجوری میکنی ؟ نذار بخاطر یه چیز کوچیک فاصله بینمون بیوفته هایا !!
واقعا الکیه ؟! دستامو گذاشتم رو سینه اش و هلش دادم به عقب :

_ برو کنار … بابام تا حالا صداشو روم بالا نبرده بعد تو هرچی دوست داری به من نسبت میدی و داد میزنی ؟!
از کنارش رد شدم که از پشت بغلم کرد و گفت :

_ برای اینکه منو ببخشی باید چیکار کنم ؟!
دستامو گذاشتم رو دستاش و خواستم بازشون کنم که گفت :
_ هایا لج نکن دیگه … میدونی که چقد عاشقتم ؟!

قلبم از اعتراف ناگهانیش تند کوبید ولی به روی خودم نیاودم :
_ کیان باید بعضی از اخلاقات عوض شه !! سر چیزی که اصن تقصیر من نبود دعوا درست کردی …
دلم نیومد که بهش بگم منو از خودت داری دل سرد میکنی و سکوت کردم … منو بیشتر به خودش فشار داد و با صدای
مظلومی گفت :

دانلود رمان هایا pdf
_ یعنی انقد بدم ؟!
سرمو به سینه اش چسبوندم :
_ نه ، ولی هر کس اخلاقای بخصوصی داره و منم از این رفتار به شدت متنفرم !!
سرشو برد تو گودی گردنم ، و آروم بوسیدتم :
_ باشه عزیزم !!

برگشتم سمتش و صورت شو بوسیدم :
_ مرسی … حالا برو کنار که میخوام بخوابم !

از اینکه باهاش آشتی کرده بودم لبخند رو لبش بود ، که با بقیه حرفم لبخندش محو شد !!
مانتو و شالم رو انداختم رو مبل و خودمو پرت کردم رو تخت !! پشتم به کیان بود ، و در حالی که داشتم میخندیدم گفتم :
_ برقم خاموش کن کورم کرد …
چون پشتم بهش بود نمیدونستم داره چیکار میکنه … برق که خاموش شد ملافه رو کشیدم روم ، که کیان از پشت بغلم کرد و
گفت:
_ زوده واسه خواب نه ؟!
و سرشو برد تو گردنم و پوست گردنم رو آروم مکید …

لبامو گاز گرفته بودم که صدایی از دهنم بیرون نره !!
چند بار کارشو تکرار کرد ، وقتی دید صدام در نمیاد اینبار پوست گردنم رو بین دندوناش گرفت و محکم فشار داد … اسمشو با
جیغ صدا زدم که گفت :
_ من نمی خواستم خشن باشم ولی خودت خواستی !!

سرمو به سمتش چرخوندم و تا لبامو باز کردم که حرف بزنم ، لبامو تو دهنش برد و تند تند باهام لب بازی میکرد …
عاشق لباش بودم ، دستمو کردم تو موهاش و با ولع لباشو مک میزدم …

زبونمو رو زبونش کشیدم که صدای آه کیان بلند شد …
امشبم فک نکنم با یه بوسه بتونم سر و ته شو هم بیارم !!

کیان خیمه زد روم و سنگینی شو روم انداخت … بدنش داغ داغ بود !!
سرشو برد زیر گوشم و بوسید :
_ آماده ای برای اینکه لذت ببریم ؟!…

خرید محصول

قیمت فایل کامل این رمان 15000 تومان میباشد.

بعد از خرید ، لینک دانلود را مستقیما دریافت خواهید کرد

  • اشتراک گذاری
مشخصات کتاب
  • نام کتاب: هایا
  • ژانر: عاشقانه - اروتیک - *ات - بزرگسال
  • نویسنده: نامعلوم
  • تعداد صفحات: 257
  • حجم: 6 مگابایت
https://bia2romaan.ir/?p=2778
لینک کوتاه محصول:
نظرات این مطلب

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

ورود کاربران

امکانات سایت
درباره سایت
بیا تو رمان
سایت بیا تو رمان از تاریخ 21 آبان 98 شروع به کار کرده است.هر روز منتظر رمان های جدید باشید.
آخرین نظرات
  • bia2roman : خواهش میکنم دوست عزیز...
  • bia2roman : لینکش داخل پست هست...
  • فاطمه : سلام مجدد ممنونم از لطفتون رمان رو دریافت کردم متشکرم😘😘...
  • Neda : میشه لینک کانال بدین که در تلگرام بخونیم...
  • bia2roman : سلام ارسال شد خدمتتون...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " بیا تو رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.