| شنبه 29 شهریور 1399 | 04:34
بیا تو رمان
دانلود رمان | رمان عاشقانه | دانلود رمان جدید
اطلاعیه

سایت بیا تو رمان هر روز با رمان های جدید به روز میشود و در حال تلاش برای هرچه بهتر شدن سایت میباشد.

منتظر خبرهای جدید و شگفت انگیز ما باشید…

دانلود رمان مرد مجنون

در این وقت روز از سایت بیا تو رمان ، دانلود رمان مرد مجنون رو برای شما دوست داران رمان در سبک عاشقانه اماده کردیم که برای دانلود/ مشاهده به ادامه مطلب مراجعه کنید

دانلود رمان مرد مجنون

ژانر: عاشقانه

این رمان بصورت تایپی و آنلاین می باشد.

برای حمایت از نویسنده و خواندن این رمان در کانال زیر عضو شوید

https://t.me/joinchat/AAAAAEMuSWDq_bfOg1Y2DA

خلاصه رمان مرد مجنون

آفتاب تند تیرماه مغزم را نشانه رفته بود و نفس‌هایم داغ و سوزان بالا می‌آمد.

به چشمان تک تک‌شان چشم دوختم؛ احساسشان را نمی‌فهمیدم و بعد از آن همه طرد کردن،

محبتشان باورم نمی‌شد. بابا بازوهایم را گرفت و مرا سمت خود کشاند. بی‌هیچ‌ حرکتی از آغوش او،

به نجمه چشم دوختم. با چشمانی اشکبار به من نگاه می‌کرد و لبخند به روی لب داشت.

نیشخندی زده و چشم از او گرفتم. تکانی خوردم و از پدرم فاصله گرفتم.

اخم‌هایم در هم رفت و چشمانم سمت مادرم دو دو زد. کنارش رفتم و زمزمه کردم:
-بعداً میام بهت سر می‌زنم… فعلاً.
آمدم از کنارش رد شوم و بروم که چشمان از حدقه درآمده‌اش را به من دوخت و آستینم را چسبید:
-کجا نواب جان؟ بیا بریم خونه، برات مرصع‌پلو و جوجه کباب گذاشتم، اتاقتو مثل دسته‌ی گل مرتب کردم که…
بین حرفش رفتم و شدم یکی مثل تندیس؛ مثل او که بدی آدم‌ها یادش نمی‌رفت.
-مرسی، مرسی مامان که هوامو داری. ولی من جایی تو اون خونه ندارم… خداحافظ.
از کنارش گذشتم که صدای اعتراضش رو به بابا بلند شد:
-اوا ابراهیم یه کاری بکن، داره می‌ره!
لبخندی کنج لبم نشست و به راهم ادامه دادم. فرسنگ‌ها از هم دور شده بودیم؛

آنقدر دور که پدرم با من مثل غریبه‌ها بود و من همچون غریبه‌ترها با او برخورد می‌کردم. به دنبالم آمد و بازویم را از پشت سر گرفت:
-کجا می‌ری پسرم؟ بعد از این همه مدت که تو بیمارستان بودی، نمی‌خوای بیای خونه‌ات؟
بازویم را از دستش بیرون کشیدم و به رویش تلخند زدم:
-خونه‌ام بود و پرتم می‌کردی بیرون؟!

  • اشتراک گذاری
https://bia2romaan.ir/?p=920
لینک کوتاه مطلب:
نظرات این مطلب

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

حمایت

دوستان عزیز لطفا جهت حمایت از ما فقط روی تبلیغات کلیک کنید

تبلیغات
ورود کاربران

امکانات سایت
درباره سایت
بیا تو رمان
سایت از تاریخ 21 آبان 98 شروع به کار کرده است.هر روز منتظر رمان های جدید باشید.
آخرین نظرات
  • bia2roman : متاسفانه وقت کافی برای انجام این کار نداریم توی کانالشون آنلاین قرار میدن...
  • bia2roman : سلام کانال تلگرام رو چک کنید...
  • آذرمحمدزاده : سلام تمایل دارم رمان کاکتوسای چبنباتی روبخونم،چطورامکانش هست؟...
  • N.m : میشه پارت ها رو یکی یکی تو گوگل بزارین؟...
  • bia2roman : سلام به زودی روی سایت قرار میگیره...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " بیا تو رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.