| سه شنبه 29 مهر 1399 | 06:04
بیا تو رمان
دانلود رمان | رمان عاشقانه | دانلود رمان جدید
اطلاعیه

سایت بیا تو رمان هر روز با رمان های جدید به روز میشود و در حال تلاش برای هرچه بهتر شدن سایت میباشد.

منتظر خبرهای جدید و شگفت انگیز ما باشید…

دانلود رمان نیایش

در این وقت روز از سایت بیا تو رمان ، دانلود رمان نیایش رو برای شما دوست داران رمان در سبک عاشقانه اماده کردیم که برای دانلود رمان / مشاهده به ادامه مطلب مراجعه کنید

با فرمت pdf

دانلود رمان نیایش

ژانر: رمان عاشقانه

این رمان بصورت تایپی و آنلاین می باشد.

برای حمایت از نویسنده و خواندن این رمان در کانال زیر عضو شوید

دانلود جلد اول با لینک مستقیم

دانلود جلد دوم با لینک مستقیم

خلاصه رمان نیایش

منومیگی دودازکلم داشت میومدبیرون .پسرانترمنومسخره میکنه میگه بلیط بایدبگیرم انگارمن گدام یه حالی ازت بگیرم بیاوببین .باحرص کشیدم کنارو گفتم -نیازی به بلیط نیست واسه بی پولامجانیه میدونیدکه واسه ثوابشه. بااین حرفم اول باتعجب نگام کرد بعدانگارتازه دوهزاریش افتاده باشه چی بارش کردم بااخم خواست چیزی بگه که پیش دستی کردم چون اگه حرف میزدمعلوم نبودبه گریه نندازتم -بااجازه خیلی کارداریم ومن دوست ندارم وقتم بی خودی هدربره ودست کیمیاروکه داشت ریزریزمیخندیدگرفتم وباخودم ازاونجابردم -کوفت ..زهرحلاحل …دیوونه به چی میخندی؟بایدم بخندی اعصابموخط خطی کردی باعث شدی بااون دعواکنم ابله. کیمیاکه داشت اشکشوکه به خاطرخندیدنش ازچشاش دراومده بودمیگرفت باخنده گفت کیمیا-به من چه عین هاپو پاچه میگیری. -اره به توچه ..اون عمه ننه مرده من بودکه رواعصابم اسکی میرفت ..صددفعه نگفتم ازچیزایی که بدم میادواسه اذیت کردن من استفاده نکن؟گفتم یانه؟ها؟ کیمیا که یکم شرمنده شده بودالبته دقت کنینا این بشرهیچ چیزی به اسم شرمندگی نمیشناسه کیمیا-خوب من که عذرخواهی کردم..اصلاحقت بودتاتوباشی منودست نندازی دیدی گفتم اصلانمیدونه شرمنده روباچه ش مینویسن.وقتی دیددارم بااخم نگاش میکنم موضعشوعوض کرد وبالبخنددستشوانداخت دورشونه ام ومجبورم کردباهاش همقدم شم کیمیا-بیخیال دوست جونم..ابجی گلم ببخش دیگه به خداازقصدنگفتم منم که باشنیدن کلمه ابجی گل ازگلم شکفته بودیه لبخنداومدرولبم که اونم بادیدن لبخندم امیدوارانه منوتوبغلش فشاردادوگفت -میدونستم انقدربزرگی که …… منم فکرکردم میخوادبگه بخشنده ای ومیبخشی لبخندم عریضترشدکه یه نگاه بهم کردودستاشوشل کردوگفت کیمیا-ببندنیشتو انقدربزرگی که ترشیدی وبوت تمام تهرانوگرفته بعدبدورفتوصدای خنده هاش تمام دانشگاهوپرکردمنم که هنگ بودم سعی داشتم جمله اشومعنی کنم باخودم میگفتم -این چی گفت…بزرگم نیشموببندم بخشنده ام نه گفت بزرگم وترشیدم …ترشیده…وای…کیمیا میکشمت

  • اشتراک گذاری
تبلیغات
https://bia2romaan.ir/?p=1422
لینک کوتاه مطلب:
نظرات این مطلب

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

حمایت

دوستان عزیز لطفا جهت حمایت از ما فقط روی تبلیغات کلیک کنید

تبلیغات
تبلیغات
ورود کاربران

امکانات سایت
درباره سایت
بیا تو رمان
سایت از تاریخ 21 آبان 98 شروع به کار کرده است.هر روز منتظر رمان های جدید باشید.
آخرین نظرات
  • bia2roman : سلام فایل رمان قرار گرفت...
  • bia2roman : سلام توی چنل تلگراممون هست...
  • Paeiz : سلام میشه فصل یک رمانو واسه منم بفرستید ؟ ممنون یا هرکی داره لطف کنه واسم بفرسته...
  • ناشناس : خب ما اگه تل داشتیم اینجا نبودیم که:( میشه پی دی اف بزارین ممنون...
  • پریا : دانلود کردم و دارم می خونم درسته فقط جلد اوله ، میشه جلد دوم کتاب رو بذارین ؛ مم...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " بیا تو رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.