| دوشنبه 13 مرداد 1399 | 17:23
بیا تو رمان
دانلود رمان | رمان عاشقانه | دانلود رمان جدید
اطلاعیه

سایت بیا تو رمان هر روز با رمان های جدید به روز میشود و در حال تلاش برای هرچه بهتر شدن سایت میباشد.

منتظر خبرهای جدید و شگفت انگیز ما باشید…

دانلود رمان پریان در غربت

در این وقت روز از سایت بیا تو رمان ، دانلود رمان پریان در غربت رو برای شما دوست داران رمان در سبک عاشقانه اماده کردیم که برای دانلود رمان / مشاهده به ادامه مطلب مراجعه کنید

دانلود رمان پریان در غربت

ژانر: رمان عاشقانه

این رمان بصورت تایپی و آنلاین می باشد.

برای حمایت از نویسنده و خواندن این رمان در کانال زیر عضو شوید

برای خرید رمان با آیدی @Fa_u_za_am در ارتباط باشید.

(مسئولیت خرید رمان و… به عهده خود شماست ، پس هنگام خرید مراقب باشید
بیا تو رمان مسئولیتی از این بابت قبول نمیکند و تنها هدفش معرفی رمان هاست)

خلاصه رمان پریان در غربت

از دست این خواهرام دیگه دیوونه شده بودم .دوسال از پریزاد بزرگتر بودم و چهار سال از پریناز .

آخرای پاییز هوس کرده بودند که یک سفر سیاحتی به تایلند داشته باشن .اونم بدون همسرانشون .

نه این که اونا دلشون نخواد که شوهرا با هاشون بیان .هیشکدومشون نمی تونستن کاسبی شونو ول کنن و بیان .

هر چند ما سه تا خواهر هم همچین بیکار بیکار نبودیم .سه تایی مون یه آرایشگاه ردیف کرده بودیم

و واسه خودمون هم کلی مشتری داشتیم .اون دو تا می خواستن منو هم کم کم راضی کردن با اونا بیام .

ولی دیگه گفتیم یه ده روزی رو بی خیال این حرفا شیم .شوهر من استاد دانشگاه بود و دو تا دامادم هر دو تاشون دبیر دبیرستان بودند

ولی اوقات بیکاری رو کارای متفرقه ای هم انجام می دادند مثل بساز و بفروش ساختمون .

ولی شوهرم مهران سرش به این راهها درد نمی کرد .من تازه سی سالم شده بود .یه پسر پنج ساله داشتم

که خیلی هم ناز و خوشگل بود .خیلی هم شبیه من بود .با پوستی سفید و روشن و لطیف ..

خواهرا صحبت رفتن رو کردن دامادام غصه شون شد .نه این که به اونا بی اعتماد باشن

از این که مثلا در دیار غربت سر و گوششون بجنبه بلکه واسه این که خیلی شیطون بودند

و سر به سر خیلی ها میذاشتن . اونا در مجالس و مهمونی های عمومی خیلی بی خیال بودند

و حجابشونو حفظ نمی کردند ولی من از بچگی این جوری نبودم .سختم بود پیش یه نامحرم روسری از سرم بردارم .

با این رسم های مسخره ای که معلوم نبود کی مد کرده به شدت مخالف بودم .

مثلا مردا دستشونو به طرف زنا دراز کنن یا بالعکس و با هم دست بدن .اصلا این چه معنا داره

  • اشتراک گذاری
https://bia2romaan.ir/?p=1402
لینک کوتاه مطلب:
نظرات این مطلب

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

ستاد ساماندهی
logo-samandehi
ورود کاربران

امکانات سایت
درباره سایت
بیا تو رمان
سایت از تاریخ 21 آبان 98 شروع به کار کرده است.هر روز منتظر رمان های جدید باشید.
آخرین نظرات
  • Mahsa : سلام ادامه رمان رو از کجا و ب چ صورت میتونیم بخونیم...
  • bia2roman : هنوز کامل نشده این رمان بعد از کامل شدن pdf قرار میگیره...
  • مبینا : pdf اش رو بذارید دیگه...
  • Saba : یکی از بهترین رماناییه که خوندم(: عاشقشم...
  • bia2roman : در کانال تلگرام عضو بشین...
  • bia2roman : ممنون از محبتتون سایت از تیرماه 99 واگذار شده و مرتبا با رمان های دانلودی جدید و...
  • bia2roman : سلام دوست من ممنون متاسفانه فایل این رمان در اختیار ما قرار نگرفت...
  • Asalbanoo : این رمان رو چجوری میتونم بخونم ؟؟؟؟؟...
  • فاطمه : سلام خسته نباشید رمان نصف هست و ۴۵ صفحه بیشتر نداره میش فایل کاملشو بزارین ممنون...
  • سعید زرهون : سلام میشه زحمتتون بدم واسه منم ارسال کنید عذر میخوام DAIISAEED@...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " بیا تو رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.