| دوشنبه 30 فروردین 1400 | 04:16
بیا تو رمان
دانلود رمان | رمان عاشقانه | دانلود رمان جدید
اشتراک طلایی
ا
دانلود رمان اکیپمون pdf
خلاصه کتاب
ما یه اکیپ دختریم…. دخترانی که نمیدانند غم را چطور مینویسند …. شاد و سرخوش بی بهانه به خوشی هایشان میرسند اما … کی فکرشو میکرد زندگی چهارتا رفیق به تباهی کشیده شود… چرا دیگه رنگ خوشبختیو نمیبینن… نفس دختری که….. سرگذشت هر یک چه میشود ؟! عشق جای نفرت را میگیرد اما چگونه ؟! خیانت و انتقام چه میشود ؟! بیگناهی آنها چطور ثابت میشود ؟! همه و همه در اکیپمون
دانلود رمان ببار بارون
خلاصه کتاب

موضوع اصلی رمان در خصوص دختریه به اسم سوگل..دختری مهربون با نگاهی مملو از غم.. سوگل ِ قصه ی ما دلش پر از غصه ست..سراسر زندگیش پر شده از دروغ..دروغ اون هم از جانب ادمایی که یک روزی فکر می کرد دوستش دارند.. ولی حقایق گاها اونطور نیستند که ما می بینیم و هر روز با نگاهی بی تفاوت از کنارشون می گذریم.. بارون تو این رمان نماد پاکی و ارامشه..نماد برکت و نعمت از جانب پروردگار..توی هر قطره از بارون وجود پاک خداوند احساس میشه..بارونی که بر سر گناهکاران می باره تا وجودشون رو از سیاهی پاک کنه.. سوگل هنوز اول راهه ولی تو همین اولین گام طعم خیانت رو می چشه..با چشم هر اونچه که نباید ببینه رو می بینه...

دانلود رمان ارباب سالار
خلاصه کتاب
استان یه دختره... دختری که همیشه تنها بوده. مثل رمانهای دیگه، دختر قصه سوگلی نیست... ناز پرورده نیست... با داشتنِ پدر، هیچ وقت مهر پدری رو نداشته... همیشه له شده و همین له شدناش هیچ غروری رو برای اون باقی نذاشته... دختر قصه مغرور نیست؛ اتفاقا خیلی هم مهربونه... حتی برای اونایی که بهش بد کردن... اما پسر قصه... تا دلت بخواد غرور داره... خودخواهه و از خود راضی. بالاخره کم کسی نیست که... اربابه... اربــــــــاب... اربــــــــاب ســــــالار...
دانلود رمان تولد مشترک
خلاصه کتاب
مکانی مشترک ، نقطه ای مشترک ،اتفاقی مشترک ،همه چیز مشترک بود درست مثل تولد ، تولد مشترک آنها دور هم گرد شدند چه ترسناک است قدم نهادن در مکانی که اطمینانش باز شدن است و پاشیدن چه ترسناک است با وجود او نزدیکی به همدیگر حتی با باوری سفید...
  • 261 روز پيش
  • bia2roman
  • 2,374 views
  • 2 نظر
دانلود رمان دستان پر التماس
خلاصه کتاب
بارانا یک دختر با یک درد ….یک دختر با یک مریضی که اونو ول نمیکنه ….. ویک مرد یک مرد که تکیه گاهه….با دستان پر صلابتش محافظ زنشه محکم محکم …… دختر داستان ما دستان پرالتماسشو طرف مرد دراز میکنه ولی ایا مرد دستاشو میگیره یا پسش میزنه ….پایان خوش مقدمه : دستانم رابگیر ….مرا با خود ببر…..دستانم رابگیر ….ای معبود بی نظیر…..دستانم را بگیر …..با اه بیصدا….
ورود کاربران

امکانات سایت
درباره سایت
بیا تو رمان
سایت بیا تو رمان از تاریخ 21 آبان 98 شروع به کار کرده است.هر روز منتظر رمان های جدید باشید.
آخرین نظرات
  • bia2roman : خواهش میکنم دوست عزیز...
  • bia2roman : لینکش داخل پست هست...
  • فاطمه : سلام مجدد ممنونم از لطفتون رمان رو دریافت کردم متشکرم😘😘...
  • Neda : میشه لینک کانال بدین که در تلگرام بخونیم...
  • bia2roman : سلام ارسال شد خدمتتون...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " بیا تو رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.